عسل

شرکت تضامني

 

شرکت هاي تجارتي را مي توان به سه نوع قسمت کرد: نوع اول آنهايي هستند که در آنها دخالت دارد و نوع دوم شرکت هايي که اعتبار و شخصيت شرکاء در آن دخالت دارد. شرکت سهامي بارزترين آنها در نوع اول است و شرکت تضامني کامل ترين آنها در نوع ثاني است. شرکت هاي سهامي و تضامني را درست در مقابل يکديگر قرار مي دهند. در شرکت سهامي شخصيت و اعتبار شرکاء به هيچ وجه دخالتي ندارد و فقط سرمايه نقش اساسي را دارد. ولي در شرکت تضامني اعتبار و شخصيت شرکاء بيش از هر چيز شاخص شرکت است.

طبق ماده 116 قانون تجارت شرکت هاي تضامني شرکتي است که در تحت اسم مخصوص براي امور تجارتي بين دو و يا چند نفر با مسئوليت تضامني تشکيل مي شود. اگر دارائي شرکت براي تأديه تمام قروض کافي نباشد هر يک از شرکاء مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است- هر قراردادي که بين شرکاء برخلاف اين ترتيب داده شده باشد در مقابل اشخاص ثالث کان لم يکن خواهد بود. بنابراين شرکاء شرکت مسئول پرداخت کليه ديون و تعهدات شرکت مي باشند علاوه بر آن مسئوليت تضامني نيز دارند. يعني در صورت کسر سرمايه ، هر يک از آنها به تنهائي در مقابل طلبکاران و اشخاص ثالث براي تأديه تمام حقوق آنها مسئول اند. مثلاً شرکتي که بين پنج نفر با سرمايه يک ميليون ريال تشکيل شود هر گاه دو ميليون ريال قروض شود نسبت به يک ميليون ريال که علاوه بر استهلاک سرمايه بقيه طلب بستانکاران هر پنج نفر شريک متضامناً مسئول پرداخت آنند و طلبکاران مي توانند به هر يک از شرکاء که خواهند با هر پنج نفر آنها متضامناً مراجعه کرده طلب خود را وصول نمايند. تعقيب يکي از شرکاء و مطالبه کليه طلب مانع از مطالبه از ديگري نخواهد بود- البته شريکي که در چنين موقعي طلب بستانکاران را پرداخته، مي تواند به يکي از شرکاء خود مراجعه و سهم زيان آنها را به تناسب سرمايه اي که در شرکت داشته اند وصول نمايد.

اهميت شرکت تضامني به قدري است که هرگاه شرکاء به خلاف آن در شرکتنامه تراضي نمايند گرچه باطل نبوده و بين خودشان مؤثر و نافذ است ول در مقابل بستانکاران به هيچ وجه ارزشي نخواهد داشت.

مثال : هر گاه در شرکت قرار شود يکي از شرکاء از نفع و ضرر به ميزان نصف سهمي که به سهم الشرکه او تعلق مي گيرد استفاده نمايد ، اين تراضي در بين شرکاء مؤثر است ولي در مقابل طلبکاران تأثيري نداشته وبستانکاران مي توانند آن را کان لم يکن دانسته و به هر يک از شرکاء که مايل باشند مراجعه نمايند .

تشکيل شرکت

شرکت تضامني موقعي تشکيل مي شود که دو امر واقع شده باشد:

1.     شرکتنامه مطابق قانون تنظيم شده باشد .

2.     تمام سرمايه نقدي تأديه و سهم الشرکه غير نقدي تماماً تقويم و تحويل شده باشد.

شرکت هاي تضامني غالباً احتياج به اساسنامه ندارند ولي اگر قراري بين شرکاء باشد که با تراضي قبلي بوده و محتاج به تعيين تکليف باشد در اساسنامه قيد مي شود، زيرا معمولاً در شرکتنامه آن چه ذکر مي شود امور اساسي شرکت است از قبيل :

1.     اسم شرکت

2.     موضوع شرکت

3.     مدت شرکت

4.     سرمايه و حصه هر يک از شرکا ء اعم از نقدي وغير نقدي با ذکر نام شرکاء

5.     تقسيم سود و زيان

6.     مقررات راجع به فسخ شرکت و فوت شرکاء

شرکتنامه مهم ترين پايه و اساس شرکت است و مسلم است که به هيچ وجه نمي توان آن را تغيير داد مگر به رضايت تمام شرکاء. سرمايه نيز بايد تماماً پرداخت شده باشد اعم از نقدي يا غير نقدي. در تقويم سهم الشرکه غير نقدي، در شرکت تضامني قانون مقررات خاصي معمول نداشته ، زيرا به نحوي که ديديم در شرکت هاي سهامي پس از واگذاري چيزي که در ازاء آن سهم داده مي شود ، شريک تعهدي ندارد. و در شرکت هاي با مسئوليت محدود اگر سهم الشرکه غيرنقدي کمتر از ارزش واقعي تقويم شود شرکاء متضامناً مسئول اند. ولي در اين قبيل شرکت ها ، اساس آن است که شرکاء مسئول کمبود سرمايه باشند. بنابراين قيد آن در اين مورد لزومي ندارد ، و اگر سهم الشرکه ، غير نقدي يکي از شرکاء کمتر از قيمت واقعي تقويم شده باشد ساير شرکاء به ضرر خودشان اقدام کرده اند . فقط در ماده 118 به اين عبارت مرقوم شده « شرکت تضامني وقتي تشکيل مي شود که تمام سرمايه نقدي تأديه و سهم الشرکه غير نقدي تقويم و تسليم شده باشد».
مسلم است که سهم الشرکه غير نقد علاوه بر آن که بايد تسليم شود تقويم آن نيز بايد به تراضي تمام شرکاء به عمل آمده باشد تا ميزان کل سرمايه معلوم باشند.

نام شرکت

قانون يکي از شرايط شرکت تضامني را داشتن « اسم مخصوص » دانسته و به شرح ماده 117 قانون « در اسم شرکت تضامني بايد عبارت ( شرکت تضامني ) و لااقل اسم يکي از شرکاء ذکر شود. در صورتي که اسم شرکت مشتمل بر اسامي تمام شرکاء نباشد بايد بعد از اسم شريک يا شرکائي که ذکر شده است عبارتي از قبيل ( و شرکاء ) يا ( برادران ) قيد شود».

چون شرکت داراي شخصيت حقوقي است از آن جهت بايد مانند يک شخص طبيعي اسم داشته باشد و نام لااقل يک شريک در آن ذکر شده و به بقيه شرکاء اشاره شده باشد. مانند شرکت تضامني احمد محسني و شرکاء – يا شرکت تضامني برادران رفعت.
قيد کلمه ( شرکت تضامني ) از دو جهت است: يکي اينکه معرف شخصيت حقوقي شرکت بوده و آن را از شخصيت شرکائي که به نام آنها ناميده مي شود متمايز نمايد.
ديگر اينکه اين موضوع به نفع شرکت و معرف ضمانت شرکاء مي باشد.
نام شرکت همان نام تجارتي آن است ولي قابل انتقال نيست زيرا ديگري نمي تواند از عنوان آن استفاده نموده و نام و اعتبار اشخاص را براي خود نام تجارتي قرار دهد. اگر شريکي که شرکت به نام او ناميده مي شود فوت نمايد ويا از شرکت خارج شود مسلم است که نام او هم از شرکت حذف خواهد شد و شرکت به نام ديگران ناميده مي شود.

سود ، زيان ، سرمايه

اصل کلي در تقسيم سود و زيان بين شرکاء ، آن است که نسبت به سهم الشرکه که در شرکت دارند از منافع منتفع شده و از زيان هم پس از انحلال به همان نسبت تحمل نمايند. نسبت به منافع ، قسمت اول ماده 119 مقرر مي دارد «در شرکت تضامني منافع به نسبت سهم الشرکه بين شرکاء تقسيم مي شود» و در قسمتي از ماده 124 هم تصريح شده «در روابط بين شرکاء مسئوليت هر يک از آنها در تأديه قروض شرکت به نسبت سرمايه خواهد بود». البته عدالت هم همين اقتضاء را دارد که هر کس به تناسب سهمي خود از سود و زيان بهره داشته باشد و اين موضوع در شرکتنامه ها هم تصريح مي شود. در صورتي که به وضوح تصريح نشود حکم همان است که فوقاً بيان شد. ولي گاهي اتفاق مي افتد که به علتي ، سهم يکي از شرکاء در نفع و يا ضرر کمتر يا بيشتر است مثلاً شرکت احتياج دارد شخصي که داراي اعتبار زيادي است و يا خبرويت در امر معيني دارد وارد شرکت شود ، سهم و منافع او را صدي ده بيش از آنچه که به نسبت سهم الشرکه به او مي رسد قرار مي دهد از آن جهت است که در آخر ماده 119 اضافه شده « مگر آن که شرکتنامه غير از اين ترتيب را مقرر داشته باشد» و هم چنين در زيان ، شرکاء با شريکي قرار مي گذارند که در صورت ضرر نصف آنچه که به سهم شريک مزبور تعلق مي گيرد تحمل و بقيه را بين شرکاء تقسيم نمايند. ولي بايد توجه نمود که تعلق زيان فقط در روابط بين شرکاء موثر است و در تضامن آنها نسبت به اشخاص ثالث و طلبکاران اثري ندارد.

حکم خاصي درباره نفع در شرکت تضامني جاري است و آن اين است که طبق ماده 132 « اگر در نتيجه ضررهاي وارده سهم الشرکه کم شود مادام که اين کمبود جبران نشده تأديه هر نوع منفعت به شرکاء ممنوع است.» اگر شرکتي در سال اول مثلاً دويست هزار تومان زيان و در سال بعد دويست و پنجاه هزار ريال سود داشته باشد ، اين سود فقط به ميزان پنجاه هزار ريال به شرکاء بايد پرداخت شود. در هر حال نفع سال هاي بعد تا ضرر سال هاي قبل جبران نشده پرداخت نخواهد شد. اگر غير از اين مي بود سرمايه شرکت براي هميشه مقداري کمتر از ميزان اصلي را نشان مي داد. به اين جهت است که شرکت تضامني منظور داشتن نفع ثابت براي شرکاء اشکال دارد.

قانون پرداخت ضررهاي سال قبل را از منافع سال هاي بعد عنوان « تکميل سرمايه» دانسته و ضمناً مقرر داشته « جز در مورد فوق هيچ يک از شرکاء را شرکت نمي تواند به تکميل سرمايه که به علت ضررهاي وارده کم شده است ملزم کرده و او را مجبور نمايد بيش از آنچه که در شرکتنامه مقرر شده است به شرکت سرمايه دهد». تقليل سرمايه و ازدياد آن نيز ممکن است ولي اين امر ميسر نمي شود مگر به اتفاق آراء شرکاء.

مديران

مدير شرکت ممکن است يک يا چند نفر باشد ، و از بين شرکاء انتخاب شود يا از خارج اغلب مدير شرکت تضامني يکي از شرکائي است که شرکت نام او ناميده مي شود. تعيين مدير ممکن است ضمن شرکتنامه باشد در اين صورت اگر اتفاق آراء شرکاء نباشد نمي توان او را تغيير داد مگر به موجب حکم دادگاه آن هم باشد با ارائه دلائل محکم. برخي عقيده دارندچون انتخاب مدير که به موجب مندرجات شرکتنامه به عمل آمده باشد جزئي از شرکتنامه است لذا نمي توان او را تغيير داد مگر اين که شرکت باطل شود. ولي بايد گفت که تعيين شخص معين به سمت مديريت و تغيير نامبرده ربطي به خود شرکت ندارد.

هم چنان که پس از استعفاء مدير ، شرکت باقي است پس از عزل او هم باقي خواهد بود.
منتهي در اين مورد شرکاء بايد اتفاق داشته باشند. البته اگر در تغيير مديري که در شرکتنامه تصريح شده اتفاق حاصل نشود و يا اين که مدير شرکت يکي از شرکاء باشد که با تغيير خودش موافق نباشد ، براي عزل او حکم دادگاه لازم است. هر گاه انتخاب مديران به وسيله غير از شرکتنامه و يا اساسنامه باشد ، عزل او و انتخاب مدير جديد به اکثريت آراء شرکاء اشکالي نخواهد داشت.

مديران داراي کليه اختيارات به جهت اداره کردن شرکت خواهند بود ، مگر اختياري که صراحتاً از ايشان سلب شده باشد. هر گاه مديران شرکت متعدد باشند ، اساسنامه شرکت تکليف آنها را تعيين خواهد نمود. ممکن است اداره شرکت بالاتفاق به عهده آنها باشد که در اين صورت رأي کليه مديران در هر امري لازم است و نيز ممکن است هر يک به سمتي انتخاب شوند ، در اين صورت هر يک داراي اختيار مربوط به خود مي باشند.
مستفاد از ماده 121 اين است که مسئوليت مدير شرکت در مقابل شرکاء همان مسئوليتي است که وکيل در مقابل موکل خود دارد. بنابراين مدير شرکت نبايد از حدود اذن و اجازه خود خارج شود و در هر حال بايد صلاح و صرفه شرکت را رعايت نمايد و از هر عملي که متضمن سود و صرفه شرکت است خودداري ننمايد و حساب دوره تصدي خود را به شرکاء پس بدهد و در صورت تخطي و ارتکاب تقصير مسئول خواهد بود.

معمولاً اگر مدير شرکت تضامني شخصي غير از شرکاء شرکت باشد ، بايد در امضاء اوراق و مخصوصاً تعهدات شرکت عبارت « مدير غير شريک» را قيد نمايد ، تا معامله کنندگان متوجه باشند که شخصي که تعهد را امضاء مي نمايد ضمانت ندارد و مسئوليت او فقط در حدود وکالتي است که دارد.

هم چنين مدير شرکت در موقع امضاء اسناد و تعهدات مهر مخصوص شرکت را به کار مي برد تا صراحتاً معلوم شود که معامله مربوط به شخص مدير نيست و مربوط به شرکت است.

چيزي که مسلم است اين است که هر شريک شرکت تضامني در صورتي که دليل محکم و موجهي داشته باشد که بقاي مدير يا مديران شرکت باعث زيان شرکت است ، از لحاظ تضامني که براي پرداخت ديون و زيان شرکت دارد ، دلائل او را دادگاه خواهد پذيرفت و همان طور که در بالا ذکر شد حکم به عزل مدير شرکت خواهد داد اعم از اين که مدير شرکتنامه يا اساسنامه تعيين شده باشد يا خير.

هر گاه مديران عملي کرده باشند که در حدود صلاحيت ايشان بوده ولي به نفع خودشان عمل کرده و از آن جهت ضرري به شرکت وارد شود ، شرکت بايد معامله را قبول کند ولي مي تواند از مدير خاطي خسارت خود را مطالبه کند. ولي اگر مديري عملي انجام داد که اصلاً در حدود صلاحيت او نبوده مثلاً با وجود نهي که در اساسنامه ، يا اختيارنامه او از طرف شرکاء شده اموال غير منقول شرکت را انتقال داد ، شرکت ملزم به قبول آن نيست و شخص ثالث مي تواند خسارت خود را از مدير بگيرد.

تضامن به حکم قانون

قانون تجارت هفت قسم شرکت پيش بيني نموده و هر شرکت تجارتي بايد به صورت يکي از شرکت هاي هفت گانه درآمده و وضعيت خود را با آن تطبيق نمايد و الا بر حسب قسمت اول از ماده 220 قانون تجارت « هر شرکت ايراني که قبلاً وجود داشته يا درآينده تشکيل شود و با اشتغال به امور تجاري خود را به صورت يکي از شرکت هاي مذکور در اين قانون در نياورده و مطابق مقررات مربوط به آن شرکت عمل ننمايد شرکت تضامني محسوب شده و احکام راجع به شرکت هاي تضامني در مورد آن اجرا مي گردد.»

بررسي اشكالات قانوني شركت هاي تضامني- نسبي- مختلط. - دلايل عدم اقبال شركت هاي تضامني و نسبي

 

اين نوع شركت از نظر تاريخي سابقه طولاني دارد و از حقوق روم اقتباس شده و در قرون وسطي به شكل فعلي آن در اروپا رواج داشت . با اينكه اين نوع شركت تقريبا در اكثر كشورها وجود دارد . ولي اقبال عمومي درگرايش به اين شركت ها به خاطر مسئوليت نامحدودي كه براي شركاي قائل است كم مي باشد.

 

 

گذري به قانون مربوط به شركت هاي تضامني مويد اين ادعاست با نگاهي به قوانين بتوان دلايل عدم اقبال به اين شركتها را دريافت:

- ذيل ماده ١١٦ ق.ت مقرر ميدارد: (... اگر دارايي شركت براي تاديه تمام قروض كافي نباشد هر يك از شركا مسئول پرداخت تمام قروض شركت است. هر قراري كه بين شركا برخلاف اين ترتيب داده شده باشد در مقابل اشخاص ثالث كان لم يكن خواهد بود).

ماده ١٢٤ ق.ت. نيز مي گويد: (... پس از انحلال طلبكاران شركت مي توانند براي وصول مطالبات خود به هر يك از شركا كه بخواهند و يا به تمام آنها رجوع كنند و در هر حال هيچ يك از شركا نمي توانند به استناد اينكه ميزان قروض شركت از ميزان سهم او در شركت تجاوز مي نمايد از تاديه قروض شركت امتناع ورزد...).

ماده ١٢٦ ق.ت. نيز مقرر مي دارد: (هر گاه شركت تضامني منحل شود ... اگر دارايي شركت براي پرداخت قروض آن كفايت نكند طالبكاران شركت حق دارند بقيه طلب خود را از تمام يا فرد فرد شركا ضامن مطالبه كنند...) نگاهي به مواد فوق نشان از مسئوليت نامحدود شركا پس از انحلال شركت دارد و طبيعي است كه اين مسئوليت نامحدود از رغبت و گرايش سرمايه گذاران براي تشكيل اين نوع شركت كاسته و آنها را به سمت تشكيل شركت هاي سرمايه اي سوق دهد.

- ماده ١١٨ ق.ت. مقرر مي دارد:(شركت تضامني وقتي تشكيل مي شود كه تمام سرمايه نقدي تاديه و سهم الشركه غيرنقدي نيز تقويم و تسليم شده باشد.) همانگونه كه ماده فوق اشعار داشته شركا تا تمام سرمايه شركت را نقدا تاديه نكنند يا سهم الشركه غيرنقدي تسليم ننمايند نمي توانند شركت تضامني را تشكيل دهند درحالي كه درشركت هاي ديگر بخصوص شركتهاي سهامي شركا مي توانند با پرداخت درصدي از سرمايه و تعهد مابقي آن شركت را تشكيل دهند و اين امر نيز مي توانند يكي از موانع رغبت به اين شركت تلقي شود.

- عامل ديگر مي تواند مربوط به محدوديت در انتقال سهم الشركه باشد.

ماده ١٢٣ ق.ت. مي گويد: (در شركت تضامني هيچ يك از شركا نمي تواند سهم خود را به ديگري منتقل كند مگر به رضايت تمام شركا).

همانگونه كه مذكور است در شركت تضامني در صورتي كه شريكي بخواهد سهم خود را انتقال دهد بايدهمه شركا بدان رضايت هند. اولا اين انتقال غير ممكن است و اين هم مي تواند مانعي در رغبت افراد به تشكيل اين شركت باشد چرا كه در مقام مقايسه در ساير شركت ها به خصوص شركت هاي سهامي شركا به راحتي مي توانند سهم خود را به ديگري انتقال دهند و از مزاياي شركت نيز استفاده كنند.

- عامل ديگر مربوط به شركايي است كه به شركت تضامني موجودي داخل شوند چرا كه قانون اين شركا را در مقابل قروض قبل از وصول نيز مسئول مي داند. ماده ١٢٥ ق.ت. د راين خصوص اشعار مي دارد: (هر كس به عنوان شريك ضامن در شركت تضامني موجودي داخل شود متضامنا با سايرشركا مسئول قروضي هم خواهد بود كه شركت قبل از ورود او داشته اعم از اينكه در اسم شركت تغييري داده شده يا نشده باشد. هر قراري كه بين شركا برخلاف اين ترتيب داده شده باشد در مقابل اشخاص ثالث كان لم يكن خواهد بود).

- محدوديت ديگر شركاي شركت تضامني در ماده ١٣٤ ق.ت. مذكوراست .با توجه به اين ماده:(هيچ شريكي نمي تواند بدون رضايت ساير شركا (به حساب شخص خود يا به حساب شخص ثالث) تجارتي از نوع تجارت شركت نموده و يا به عنوان شريك ضامن يا شريك با مسئوليت محدود درشركت ديگري كه نظير آن تجارت را دارد داخل شود). وطبيعي است كه اگر عضو شركت بودن مانع تجارت ديگر شود و باصطلاح آزادي تجارت را از افراد بگيرد اين امر خود مي تواند سبب بي ميلي در گرايش آن باشد.

- عامل مهم ديگري كه مي تواند در عدم رغبت افراد در تشكيل اين شركتها موثر باشد مربوط به فوت يا محجوريت شركاي شركت تضامني مي باشد.

از آنجايي كه در شركت تضامني شخصيت شركا داراي اهميت زيادي مي باشد و به خاطر همين امر معمولا اين نوع شركت بين افراد يك خانواده يا بين دوستان معتمد شكل مي گيرد وجود هر شريك در شركت براي بقيه از اهميت بالايي برخوردار است و مقنن هم با توجه به اين مسئله مواد مربوطه را انشا كرده است. در حالي كه د رشركت هاي سرمايه اي اين سرمايه است كه سرمايه سهام به آساني قابل انتقال است.

با توجه به اين امر فوت يا محجوري هر يك ازشركا شركت و بقيه شركا را با مخاطره اي جدي روبرو مي سازد و ممكن است با فوت هر شريك شركت در معرض انحلال قرار گيرد و اين موضوعي است كه رغبت افراد را در تشكيل اين شركت هاي ممكن است كاهش دهد. در اين خصوص ماده ١٣٦ ق.ت. مي گويد:(شركت تضامني در موارد ذيل منحل مي شود...).

- در صورت فوت يا محجوريت يكي از شركا مواد ١٣٩ و ١٤٠ ...) و مواد مذكور اشعار مي دارند: ماده ١٣٩ ق.ت: (در صورت فوت يكي از شركا بقا شركت موقوف به رضايت ساير شركا و قائم مقام متوفي بايد در مدت يك ماه از تاريخ فوت رضايت يا عدم رضايت خود را اعلام نمود نسبت به اعمال شركت در مدت مزبور از نفع و ضرر شريك خواهد بود ولي در صورت اعلام عدم رضايت در منافع حاصله در مدت مذكور شريك بوه و نسبت به ضرر آن مدت سهيم نخواهد بود. سكوت تا انقضاي يك ماه در حكم اعلام رضايت است.)

ماده ١٤٠ ق.ت.: (در مورد محجوريت يكي از شركا مطابق مدلول ماده فوق عمل خواهد شد).

- يكي ديگر از دلايلي را كه مي توان به اين بحث افزود رواج شركت هاي سرمايه به خصوص شركت با مسئوليت محدد مي باشد چرا كه برخلاف شركت تضامني مسئوليت شركا محدود است و شركا مي توانند اموال شخصي خود را از توقيف و تعرض طلبكاران شركت مصون نگه دارند.

آنچه گفته شد از موانع و محدوديت هايي است كه به شركاي شركت تضامني تحميل مي شود وباعث ايجاد مسئوليت نامحدود گشته و همين امر رغبت اشخاص را براي تشكيل شركت كاهش مي دهد و از طرف ديگر آنها را به سمت تشكيل شركت هاي سرمايه اي سوق مي دهد. و رزو به روز از تعداد شركت هاي مذكور مي كاهد.

بررسي اشكالات قانوني شركت هاي تضامني- نسبي- مختلط. - دلايل عدم اقبال شركت هاي تضامني و نسبي

اين نوع شركت از نظر تاريخي سابقه طولاني دارد و از حقوق روم اقتباس شده و در قرون وسطي به شكل فعلي آن در اروپا رواج داشت . با اينكه اين نوع شركت تقريبا در اكثر كشورها وجود دارد . ولي اقبال عمومي درگرايش به اين شركت ها به خاطر مسئوليت نامحدودي كه براي شركاي قائل است كم مي باشد.

گذري به قانون مربوط به شركت هاي تضامني مويد اين ادعاست با نگاهي به قوانين بتوان دلايل عدم اقبال به اين شركتها را دريافت:

- ذيل ماده ١١٦ ق.ت مقرر ميدارد: (... اگر دارايي شركت براي تاديه تمام قروض كافي نباشد هر يك از شركا مسئول پرداخت تمام قروض شركت است. هر قراري كه بين شركا برخلاف اين ترتيب داده شده باشد در مقابل اشخاص ثالث كان لم يكن خواهد بود)

ماده ١٢٤ ق.ت. نيز مي گويد: (... پس از انحلال طلبكاران شركت مي توانند براي وصول مطالبات خود به هر يك از شركا كه بخواهند و يا به تمام آنها رجوع كنند و در هر حال هيچ يك از شركا نمي توانند به استناد اينكه ميزان قروض شركت از ميزان سهم او در شركت تجاوز مي نمايد از تاديه قروض شركت امتناع ورزد.)

ماده ١٢٦ ق.ت. نيز مقرر مي دارد: (هر گاه شركت تضامني منحل شود ... اگر دارايي شركت براي پرداخت قروض آن كفايت نكند طالبكاران شركت حق دارند بقيه طلب خود را از تمام يا فرد فرد شركا ضامن مطالبه كنند...) نگاهي به مواد فوق نشان از مسئوليت نامحدود شركا پس از انحلال شركت دارد و طبيعي است كه اين مسئوليت نامحدود از رغبت و گرايش سرمايه گذاران براي تشكيل اين نوع شركت كاسته و آنها را به سمت تشكيل شركت هاي سرمايه اي سوق دهد.

- ماده ١١٨ ق.ت. مقرر مي دارد:(شركت تضامني وقتي تشكيل مي شود كه تمام سرمايه نقدي تاديه و سهم الشركه غيرنقدي نيز تقويم و تسليم شده باشد.) همانگونه كه ماده فوق اشعار داشته شركا تا تمام سرمايه شركت را نقدا تاديه نكنند يا سهم الشركه غيرنقدي تسليم ننمايند نمي توانند شركت تضامني را تشكيل دهند درحالي كه درشركت هاي ديگر بخصوص شركتهاي سهامي شركا مي توانند با پرداخت درصدي از سرمايه و تعهد مابقي آن شركت را تشكيل دهند و اين امر نيز مي توانند يكي از موانع رغبت به اين شركت تلقي شود.

- عامل ديگر مي تواند مربوط به محدوديت در انتقال سهم الشركه باشد.

ماده ١٢٣ ق.ت. مي گويد: (در شركت تضامني هيچ يك از شركا نمي تواند سهم خود را به ديگري منتقل كند مگر به رضايت تمام شركا)

همانگونه كه مذكور است در شركت تضامني در صورتي كه شريكي بخواهد سهم خود را انتقال دهد بايدهمه شركا بدان رضايت هند. اولا اين انتقال غير ممكن است و اين هم مي تواند مانعي در رغبت افراد به تشكيل اين شركت باشد چرا كه در مقام مقايسه در ساير شركت ها به خصوص شركت هاي سهامي شركا به راحتي مي توانند سهم خود را به ديگري انتقال دهند و از مزاياي شركت نيز استفاده كنند.

- عامل ديگر مربوط به شركايي است كه به شركت تضامني موجودي داخل شوند چرا كه قانون اين شركا را در مقابل قروض قبل از وصول نيز مسئول مي داند. ماده ١٢٥ ق.ت. د راين خصوص اشعار مي دارد: (هر كس به عنوان شريك ضامن در شركت تضامني موجودي داخل شود متضامنا با سايرشركا مسئول قروضي هم خواهد بود كه شركت قبل از ورود او داشته اعم از اينكه در اسم شركت تغييري داده شده يا نشده باشد. هر قراري كه بين شركا برخلاف اين ترتيب داده شده باشد در مقابل اشخاص ثالث كان لم يكن خواهد بود).

- محدوديت ديگر شركاي شركت تضامني در ماده ١٣٤ ق.ت. مذكوراست .با توجه به اين ماده:(هيچ شريكي نمي تواند بدون رضايت ساير شركا (به حساب شخص خود يا به حساب شخص ثالث) تجارتي از نوع تجارت شركت نموده و يا به عنوان شريك ضامن يا شريك با مسئوليت محدود درشركت ديگري كه نظير آن تجارت را دارد داخل شود) وطبيعي است كه اگر عضو شركت بودن مانع تجارت ديگر شود و باصطلاح آزادي تجارت را از افراد بگيرد اين امر خود مي تواند سبب بي ميلي در گرايش آن باشد.

- عامل مهم ديگري كه مي تواند در عدم رغبت افراد در تشكيل اين شركتها موثر باشد مربوط به فوت يا محجوريت شركاي شركت تضامني مي باشد.

از آنجايي كه در شركت تضامني شخصيت شركا داراي اهميت زيادي مي باشد و به خاطر همين امر معمولا اين نوع شركت بين افراد يك خانواده يا بين دوستان معتمد شكل مي گيرد وجود هر شريك در شركت براي بقيه از اهميت بالايي برخوردار است و مقنن هم با توجه به اين مسئله مواد مربوطه را انشا كرده است. در حالي كه د رشركت هاي سرمايه اي اين سرمايه است كه سرمايه سهام به آساني قابل انتقال است.

با توجه به اين امر فوت يا محجوري هر يك ازشركا شركت و بقيه شركا را با مخاطره اي جدي روبرو مي سازد و ممكن است با فوت هر شريك شركت در معرض انحلال قرار گيرد و اين موضوعي است كه رغبت افراد را در تشكيل اين شركت هاي ممكن است كاهش دهد. در اين خصوص ماده ١٣٦ ق.ت. مي گويد:(شركت تضامني در موارد ذيل منحل مي شود.)

- در صورت فوت يا محجوريت يكي از شركا مواد ١٣٩ و ١٤٠ ...) و مواد مذكور اشعار مي دارند: ماده ١٣٩ ق.ت: (در صورت فوت يكي از شركا بقا شركت موقوف به رضايت ساير شركا و قائم مقام متوفي بايد در مدت يك ماه از تاريخ فوت رضايت يا عدم رضايت خود را اعلام نمود نسبت به اعمال شركت در مدت مزبور از نفع و ضرر شريك خواهد بود ولي در صورت اعلام عدم رضايت در منافع حاصله در مدت مذكور شريك بوه و نسبت به ضرر آن مدت سهيم نخواهد بود. سكوت تا انقضاي يك ماه در حكم اعلام رضايت است)

ماده ١٤٠ ق.ت.: (در مورد محجوريت يكي از شركا مطابق مدلول ماده فوق عمل خواهد شد)

- يكي ديگر از دلايلي را كه مي توان به اين بحث افزود رواج شركت هاي سرمايه به خصوص شركت با مسئوليت محدد مي باشد چرا كه برخلاف شركت تضامني مسئوليت شركا محدود است و شركا مي توانند اموال شخصي خود را از توقيف و تعرض طلبكاران شركت مصون نگه دارند.

آنچه گفته شد از موانع و محدوديت هايي است كه به شركاي شركت تضامني تحميل مي شود وباعث ايجاد مسئوليت نامحدود گشته و همين امر رغبت اشخاص را براي تشكيل شركت كاهش مي دهد و از طرف ديگر آنها را به سمت تشكيل شركت هاي سرمايه اي سوق مي دهد. و رزو به روز از تعداد شركت هاي مذكور مي كاهد.

شركت تضامني - كليات

يكي ديگر از شركتهايي كه بعداز شركت سهامي خاص و شركت با مسئوليت محدود در امور تجارتي مورد استقبال واقع مي شود شركت تضامني است شركت تضامني از جمله شركتهاي شخصي محسوب گرديده و شخصيت شركا نقش بسيار مهمي در اين نوع شركت ايفا مي نمايد مواد ١١٦ و ١١٧ ق ت شركت تضامني را شركتي مي داند كه در تحت اسم مخصوص براي امور تجارتي بين حداقل دونفر شريك با مسئوليت تضامني تشكيل مي شود و اگر دارايي شركت براي پرداخت قروض شركت كافي نباشد هريك از شركا به تنهايي مسئول پرداخت تمام قروض شركت مي باشند و اگر شركا قراري بر خلاف مورد فوق بين خودمقرر نموده باشند اين قرار در مقابل اشخاص ثالث كان لم يكن خواهد بود بلافاصله بعداز نام شركت بايد نام يك نفر از شركا در صورتي كه نام شركت مشتمل بر نام كليه شركا نباشد و عباراتي از قبيل و شركا يا برادران قيد شود مانند شركت ضامني حسن زاده و برادران شركت تضامني وقتي تشكيل شده محسوب مي شود كه تمام سرمايه نقدي پرداخت و سهم الشركه غير نقدي نيز با توافق كليه شركا ارزيابي و تسليم شده باشد (ماده ١١٨ ق ت) در شركت تضامني نقسيم منفعت به نسبت سهم الشركه شركا است ولي شركا مي توانند ترتيب ديگري براي تقسيم منفعت بين خود مقرر نمايند اداره شركت تضامني با مديري است كه از بين شركا يا خارج از شركا انتخاب مي شود مسئوليت مدير در اداره شركت در قبال شركا مسئوليت وكيل است در مقابل موكل (ماده ١٢٠ و ١٢١ ق ت)

نقل و انتقال سهم الشركه در شركت تضامني با رضايت كليه شركا بعمل مي آيد و فلسفه اين امر به دليل وجود شخصيت شركا مي باشد. ( ماده ١٢٣ ق. ت)

مطالبه پرداخت ديون شركت از شركا به انتخاب طلبكار مي باشد طلبكار مي تواند از يك يا چند نفر از شركا درخواست پرداخت ديون شركت را بنمايد و شريكي كه از او درخواست پرداخت ديون شده نمي تواند به استناد اينكه ميزان قروض شركت بيش از سهم وي در شركت مي باشد از پرداخت خودداري نمايد و در صورت پرداخت ديون شركت توسط احدي از شركا اين شخص حق دارد به نسبت سهم الشركه به ساير شركا مراجعه نمايد و اگر در اساسنامه ترتيب ديگري براي پرداخت ديون مقرر شده باشد در روابط فيمابين شركا آن امر مجري خواهد بود. ( ماده ١٢٤ ق ت)

هيچكدام از شركاي تضامني نمي تواند بدون اجازه ساير شركا به حساب خود به تجارتي از نوع تجارت شركت تضامني كه وي در آن شريك است اقدام ورزد. ( ماده ١٣٤ ق ت) تازماني كه شركت تضامني منحل نشده باشد بايد درخواست پرداخت قروض از خود شركت بعمل آيد ودر صورت انحلال طلبكاران شركت مي توانند به شركا براي وصول مطالبات خود اقدام نمايند. ( ماده ١٢٤ ق ت)

شركت تضامني - موارد انحلال شركت تضامني

١- شركت براي انجام هدفي تاسيس شده و آن امر انجام گردد و يا انجام آن غير مقدور باشد .

٢- شركت براي مدتي معين تشكيل و آن مدت منقضي شده و قبل از انقضاي اخرين روز صورتجلسه تمديد مدت تحويل اداره ثبت شركتها نشده باشد.

٣- در صورتي كه ورشكست شده باشد (ورشكستگي توقف از پرداخت ديون مي باشد)

٤- در صورت تصميم مجمع عمومي فوق العاده شركت تضامني

٥- در صورت تراضي تمام شركا

٦- در صورتي كه احدي از شركا بنا به دلايلي از محكمه درخواست انحلال كرده و محكمه آن دلايل را موجه دانسته و حكم به انحلال شركت بدهد.

٧- در صورتي كه احدي از شركا ورشكست شود وسهم ورشكسته در شركت از منافع كافي براي پرداخت ديون وي نباشد مي توانند تقاضاي انحلال شركت را نمايند مشروط بر اينكه شش ماه قبل قصد خود را بوسيله اظهارنامه به اطلاع شركت رسانده باشند در اين صورت ساير شركا مي توانند قبل از صدور راي قطعي داير بر انحلال شركت با پرداخت طلب طلبكاران (تاحد دارايي مديون) يا با جلب رضايت آنان بطرق ديگر از انحلال شركت جلوگيري بعمل آورند.

٨- در صورتي كه احدي از شركا شركت را فسخ نمايد و وفق اساسنامه اجازه اين كار را داشته باشند.

٩- در صورت فوت يا محجوريت يكي از شركا و قيد اين امر در اساسنامه

- در صورت انحلال شركت احدي از شركا يا خارج از شركا به عنوان مدير تصفيه انتخاب خواهد شد.

- هر گاه شركت تضامني منحل شود تازماني كه ديون شركت از دارايي آن پرداخت نشده باشد هيچكدام از طلبكاران شخصي شركا حقي در آن دارايي نخواهند داشت اگر دارايي شركت براي پرداخت قروض كافي نباشد طلبكاران شركت حق دارند بقيه طلب خود را از تمام يا فرد فرد شركاي ضامن مطالبه نمايند ولي طلبكاران شركت بر طلبكاران شخصي شركا حق تقدمي ندارند ( ماده ١٢٦ ق ت) و در صورتي مي توان شركا را براي وصول طلب تحت تعقيب قرارداد كه شركت منحل شده باشد.

- هر كس كه به عنوان شريك ضامن وارد شركت تضامني شود متضامنا با ساير شركا مسئول پرداخت قروضي خواهد بود كه قبل از ورود وي حاصل شده و اعم از اينكه تغييري در اسم شركت داده يا نداده شده باشد چنانچه شركا قراري فيمابين برخلاف فوق نموده باشند اين قرار در مقابل اشخاص ثالث كان لم يكن خواهد بود ( ماده ١٢٥ ق ت) در صورت فوت يا محجوريت يكي از شركا بقاي شركت منوط به رضايت ساير شركا و قائم مقام متوفي خواهد بود . ( مواد ١٣٩ و ١٤٠ ق ت)

مدارك مورد نياز براي تقاضاي ثبت شركت تضامني

١- تقاضانامه ٢ برگ

٢- شركت نامه ٢ برگ

٣- اساسنامه ٢ جلد

٤- فتوكپي شناسنامه شركا

روش ومراحل ثبت همانند شركت با مسئوليت محدود خواهد بود خواهشمند است به مبحث مربوطه مراجعه شود.

 

شركت تضامني - اساسنامه شركت تضامني

ماده ١- نام شركت: شركت تضامني ....................................................

ماده ٢- نوع شركت: ........................................

ماده ٣- موضوع شركت: .............................................

ماده ٤- مركز اصلي شركت : ......................................................................

هيات مديره مي تواند مركز شركت را به هر كجا كه صلاح و مصلحت بداند منتقل ويا شعبي تاسيس نمايد.

ماده ٥- مدت شركت : .........................................

ماده ٦-سرمايه شركت :سرمايه شركت مبلغ .................... كه تماما بصورت نقدي پرداخت شده و سرمايه غير نقدي كه معادل مبلغ ................. ريال است تقديم و تسليم شده است . ( طبق ماده ١١٨)

ماده ٧- تابعيت شركت .................................

ماده ٨- سهم الشركه شركا: .........................................................

ماده ٩- مديران شركت : اداره امور شركت بعهد ........................... نفر خواهد بود و مدت مديريت آنان ................... سال است اولين مديران شركت عبارتند از : .............................................................................................

كليه قراردادها و اوراق تعهدآور و اوراق بهادار اعم از چك سفته و اعتبارات بانكي و اسناد مالي و غيره با امضاي مديرعامل ويك نفر ديگر از مديران متفقا با مهر شركت معتبر خواهد بود.

ماده ١٠- مسئوليت مديران : حدود مسئوليت مدير يا مديران بتصريح ماده ١٢١ قانون تجارت همان است كه در ماده ٥١ مقرر شده است .

ماده ١١- اختيارات مديران: مديران شركت متفقا نماينده قانوني و تام الاختيار شركت بوده و بدون اجازه نامه مخصوص مي توانند در تمام امور شركت از هر قبيل اعم از انجام تشريفات قانوني حفظ اموال وتنظيم فهرست دارايي رسيدگي به حسابها و پيشنهاد سود قابل تقسيم سالانه قبول و واگذاري نمايندگي امضاي دفاتر اسناد رسمي تعيين وكيل با حق توكيل ولو كرارا استخدام كارمند و اخراج آن مشاركت با شخصيتهاي حقيقي و حقوقي و بانكها استقراض با رهن وبدون رهن تعيين اعتبار وام دادن وام گرفتن از بانكها اشخاص و شركتها وادارات و افتتاح حسابهاي جاري و سپرده در كليه بانكها وموسسات واردات وصادرات و خريد وفروش و توزيع كليه كالاهاي مجاز

ماده ١٢- انتقال سهم الشركه: هيچ يك از شركا نمي تواند سهم الشركه خود را به ديگري منتقل كند مگر با رضاتي تمام شركا

ماده ١٣- تغيير اساسنامه: هر نوع تغييري در مورد اين اساسنامه از قبيل ازدياد يا كسر كردن سرمايه تغيير نام شركت قبول شريك يا شركاي جديد براي شركت وبطور كلي هر گونه اصلاحات و الحاقات مورد لزوم در مفاد اساسنامه با موافقت كليه شركا امكان پذيراست.

ماده ١٤- سال مالي : سال مالي شركت از اول فروردين هرسال شروع و در پايان اسفند همان سال پايان مي يابد و اولين سال مالي شركت از روز شروع بكار آن ( تاريخ ثبت شركت) آغاز و با پايان اسفند همان سال پايان مي يابد.

ماده ١٥- ترتيب تقسيم سود شركت: از كليه درآمد شركت بدوا تمام هزينه هاي اداري و انتفاعي و مصارف ضروري و حقوق كاركنان و استهلاك اثاثيه و ماليات كسر و بقيه آن كه سود ويژه است پس از وضع ٥% ذخيره احتياطي كه براي جبران زيانهاي احتمالي در نظر گرفته مي شود بقيه بين شركا به نسبت سهم الشركه با توجه به ماده ١٣٢ تقسيم خواهد شد.

ماده ١٦- حق الزحمه مديران: مديران شركت مي توانند با موافقت شركا همه ماهه حقوق خودرا از صندوق شركت دريافت وبه هزينه قطعي شركت منظور نمايند.

ماده ١٧- مجامع عمومي شركا اعم از عادي يا فوق العاده به وسيله دعوتنامه كتبي از طرف هر يك از مديران شركت و ارسال آن از طريق پست سفارشي به نشاني شركا و يا به وسيله درج آگهي در يكي از جرايد كثيرالانتشار بعمل خواهد آمد فاصله دعوت از روزانتشار تا تشكيل جلسه ده روز خواهد بود.

ماده ١٨- وظايف مجمع عمومي عادي به شرح زير مي باشد :

الف - استماع گزارش هيات مديره درا مور مالي و ترازنامه ساليانه شركت و تصويب آن

ب - تصويب پيشنهاد سود قابل تقسيم از طرف هيات مديره

ج - تعيين خط مشي آينده شركت و تصويب آن

د - انتخاب هيات مديره و در صورت لزوم بازرس

ماده ١٩- وظايف مجمع عمومي فوق العاده به قرار زير است :

الف - تغيير اساسنامه يا الحاق و يا حذف يا چند ماده اساسنامه

ب - تنظيم اساسنامه جديد يا تبديل نوع شركت

ج - افزايش يا تقليل سرمايه شركت با عنايت به ماده ١٣٣ قانون تجارت

د - ورود شريك يا شركاي جديد به شركت

ماده ٢٠- تصميمات مجامع عمومي طبق دستور ماده ١٠٦ قانون تجارت معتبر و لازم الاجرا خواهد بود.

ماده ٢١- در صورت فوت يا محجوريت يكي از شركا بقاي شركت موقوف به رضايت ساير شركا و قائم مقام متوفي ويا قيم محجور و طبق دستور ماده ١٣٩ و ١٤٠ قانون تجارت خواهد بود.

ماده ٢٢- انحلال شركت : شركت مطابق ماده ١٣٦ قانون تجارت منحل خواهد شد در صورتي كه مجمع شركا راي به انحلال شركت دهد يك نفر از بين شركا و يا از خارج از شركت به سمت مدير تصفيه تعيين خواهد شد وظايف مديرتصفيه طبق قانون تجارت مي باشد.

ماده ٢٣- اختلافات بين شركا در رابطه با امور شركت از طريق حكميت و داوري حل و فصل خواهد شد.

ماده ٢٤- موارد سكوت :درباره ساير موارد و موضوعاتي كه در اين اساسنامه قيد و پيش بيني نشده طبق مقررات قانون تجارت رفتار خواهد شد.

ماده ٢٥- تصويب اساسنامه : اين اساسنامه در ٢٥ ماده تنظيم و با امضاي شركا در ذيل آن مورد تصويب و قبول شركا واقع گرديده است .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 22:25  توسط عسل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من عسل ....
متولد 30/6/1364 فوق دیپلم حسابداری از استان خوزستان هستم
به چشمانت که رنگ دریاست
به آن نازی که در چشم تو پیداست
به رخسارت که چون مهتاب زیباست
به لبخندت که چون گلهاست
قسم ای نازنین تا زنده هستم
تو را من دوست دارم و می پرستم

پیوندهای روزانه
سایت استخدامی
سایت استخدامی

پوست
آهنگ
حسابرسان جوان
وبلاگ یانگوم
مدل لباس2
مدل لباس

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
90/04/22 - 90/04/31
90/02/22 - 90/02/31
88/07/08 - 88/07/14
88/07/01 - 88/07/07
88/05/05 - 88/05/21
88/05/08 - 88/05/14
88/04/22 - 88/04/31
88/04/08 - 88/04/14
88/04/01 - 88/04/07
88/03/22 - 88/03/31
88/03/05 - 88/03/21
88/02/22 - 88/02/31
88/02/05 - 88/02/21
88/02/01 - 88/02/07
88/01/01 - 88/01/07
87/12/01 - 87/12/07
87/11/08 - 87/11/14
87/11/01 - 87/11/07
87/10/22 - 87/10/30
87/07/08 - 87/07/14
87/06/22 - 87/06/31
87/05/22 - 87/05/31
87/05/05 - 87/05/21
87/05/08 - 87/05/14
87/05/01 - 87/05/07
87/04/22 - 87/04/31
87/04/05 - 87/04/21
87/04/08 - 87/04/14
87/04/01 - 87/04/07
87/03/22 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/07
87/01/05 - 87/01/21
86/10/08 - 86/10/14
86/10/01 - 86/10/07
86/09/22 - 86/09/30
86/09/01 - 86/09/07
آرشيو
آرشیو موضوعی
دوستت دارم شهریار
اعمال ماه مبارک رجب
پروژه هاي كارآفريني و پروژه مالي
گزارش كارآموزي
تحقيقات حسابداري
تحقيقات كامپيوتر
تحقيقات و پايان نامه رشته روانشناسي
تحقيقات معماري
پیوندها
برق و قدرت
روياي تلخ
خوب زندگي كنيم
رشد
مهندسی برق قدرت انتقال و توزیع
سكوت عشق
سرزمين آرزوها
آفتاب
كرج طلب
اعظم
گوهر مهر در صدف وحدت
زمين شناسي
بانك صادرات
پايگاه اطلاع رساني
زندگی نامه شخصیتهای ادبی،هنری،سیاسی افغانستان
وب سايت شخصي حميد حاجي اسمعيلي اردكاني
مقالات زمين شناسي
زمين شناسي
مهندسی مکانیک در طراحی جامدات
برق قدرت
لكه
سايت تخصصي زمين شناسي
آهنگ
دنياي دانلود
آموزش خياطي
شبكه اطلاع رساني امام جواد (ع)
شاعران ايراني
به نام تک نوازنده ی گیتار عشق
قالبهای وبلاگ با سرزمین بلاگفا
بال هاي شكسته
ـوسـت، مــو، زيـبائـی،جراحی پوست و ليزر
سلامت جنسی مردان
پايگاه اينترنتي تنظسم خانواده
مقالات علمي ايران
سايت دكتر رحمت سخني پوست
آشپزي
حسابداري امروز
شرکت حسابرسی و خدمات مدیریت گلستان محاسب
مديرت مالي
موزيك
.:جدیدترین اخبار و موزیکهای روز.:
موسيقي
هنر آشپزی
مقالات زمين شناسي
امام علي
حضرت عباس
دانلود كليپ
كار،اريني
مهندسي صنايع و پروژه
پروژه های کارآفرینی
عمران
عمران
عمران
دانلود آهنگ هاي جديد
خواص آیات قرآن، ادعیه و علوم غریبه
جديدترين تحقيقات و مقالات
عشقولانه
حسابداري و كارآفريني (اع)
پروژه تمامی رشته ها
گزارش کار آموزی و تحقیق
کاریاب
سایت امام رضا
سایت احکام
حقوق
غریبستان
کارآموزی و پروژه
آزمایش های شیمی
مقالات روانشناسی
حســـــــابداري اســـــــماعیــــل زاده
وبلاگ مهندسی عمران بهبهان
دانلود رایگان پروژه های آماده دانشجویی
پوست
متالوژی
دانستنیهای روابط جنسی
طرح توجیهی
کارافرینی
حسابداری مهم
خودم
پروژه مالی
اعظم طرح توجیهی
طرح توجیهی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM